آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )

225

سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )

بوده است . « متصرفان آق‌قويونلو ميان الوند و سلطان مراد تقسيم شده بود . نخست در آذربايجان و ارمنستان و دومين در عراق عجم زمام حكومت به‌دست گرفته بودند . عده‌اى ديگر از شاهزادگان آق‌قويونلو در فارس ، يزد ، كرمان ، عراق عرب فرمانروا و عملا مستقل بودند و از سلطان مراد اطاعت نمىكردند . سلالهء عربى و شيعى مشعشع در خوزستان حكمران بود . در ابرقو ، كاشان ، سمنان و سيستان ، اميران مستقل ديگرى بر اريكهء فرمانروايى نشسته بودند . مازندران ميان بيش از ده سلسلهء محلى تقسيم شده بود . در گيلان دو امارت يا خان‌نشين وجود داشت ، يكى در لاهيجان « بيه‌پيش » و ديگرى در رشت « بيه‌پس » ناحيهء طالش ، خان جداگانه‌اى داشت . خراسان ( به انضمام افغانستان و تركمنستان كنونى ) ، در شرق قلمرو دولت تيمورى سلطان حسين بايقرا را تشكيل مىداد و پايتخت آن هرات بود . در بلخ و قندهار ، اميران ديگرى مستقر بودند . » « 1 » پيش از آن‌كه به دوران صفويه بپردازيم ، ابتدا نگاهى داشته باشيم به آن سوى مرزهاى اسلامى و ميهنى ما ، تا بدانيم در اروپا چه مىگذشته است : « ايران در قرون 16 و 17 ميلادى ، در يك منطقهء خاصى از نظر گروه‌بندىها و قطب‌هاى نظامى و سياسى جهان قرار گرفته بود . بزرگ‌ترين قطبها در جهان يكى قطب مسيحيت بود و يكى قطب اسلام ، و جنگ ديرينهء شرق و غرب ، آسيا و اروپا ، در شكل تصادم

--> ( 1 ) . تاريخ ديپلماسى ايران ، محمد على مهميد ، ص 77 .